تبلیغات
welcome to my blog - قدرت کلمات
 قدرت کلمات ... اشعار و جملات عاشقانه و پندآموز ,

                            

روزی دسته‌ای قورباغه در حال گذر از یک جنگل بودند. ناگهان دو قورباغه در یک چاه عمیق افتادند. دیگر قورباغه‌ها جمع شدند و دیدند که چاه بقدری عمیق است که نمی‌شود کاری کرد. قورباغه‌های در چاه افتاده سخت به بالا می‌پریدند تا مگر بتوانند از چاه خارج شوند. قورباغه‌هایی که در بالای چاه بودند فریاد می‌زدند که بیهوده تلاش نکنید. یکی از قورباغه‌ها از پریدن باز ایستاد و در قعر چاه بماند و پس از مدتی مرد. دیگر قورباغه سخت تلاش خود را ادامه داد و بالاخره توانست از چاه رهایی پیدا کند. قورباغه‌های دیگر دورش جمع شدند و پرسیدند: مگر تو نمی‌شنیدی که ما می‌گفتیم بیهوده پرش نکنید؟ قورباغه جواب داد که من گوشهایم سخت می‌شنوند و زمانی که آن پایین بودم فقط می‌دیدیم که شما فریاد می‌زنید و نمی‌توانستم بفهمم چه می‌گویید. با خود می‌گفتم حتما شما در حال تشویق من هستید تا سعی خود را بکنم و از چاه خارج شوم.


نوشته شده توسط محمد در چهارشنبه 22 شهریور 1385 و ساعت 05:09 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ اولین ها در ایران
+ تازه ها
+ بالاخره وقتش شد!!!!!!!!!
+ دفاعیه
+ شوخی با مغز
+ نتایج آزمون جامع و ارزیابی حرفه ای دوره های علمی – کاربردی پودمانی 29 مرداد اعلام می شود
+ نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
+ یه پیره زن 200 ساله
+ پرخاشگری حمله قلبی می‌آورد
+ مداد در سر یک زن ۵۹ ساله!!!!!!!!!
+ اعلام نتایج اولین آزمون جامع و ارزیابی حرفه ای علمی کاربردی در اواسط مرداد ماه
+ پایان نامه تحصیلی رضا پهلوی
+ عشق را زندگی کردن...
+ پارسی را پاس بداریم
+

صفحات :